einsalzen
نمکسود کردن، شور کردن (برای نگهداری)
Bedeutungen
1
Akkusativ (غذا)
پوشاندن یا مالیدن مقدار زیادی نمک بر روی غذا (به ویژه گوشت یا ماهی) به منظور نگهداری طولانی مدت و جلوگیری از فساد.
- Die Fischer salzten den Fang des Tages ein, um ihn zu konservieren.ماهیگیران صید روز را برای نگهداری نمکسود کردند.
- Vor der Reise salzte sie das Fleisch ein, damit es nicht verdirbt.او قبل از سفر گوشت را نمکسود کرد تا فاسد نشود.