einsammeln
جمع کردن، گردآوری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
اشیاء یا افراد پراکنده را در یک مکان جمع کردن یا گردآوری کردن.
- Die Lehrerin sammelt die Hefte ein.معلم دفترها را جمع میکند.
- Wir müssen die Pilze im Wald einsammeln.ما باید قارچها را در جنگل جمعآوری کنیم.