zusammensammeln
جمع کردن، گردآوری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas zusammensammeln)
جمعآوری کردن، گرد آوردن (اشیای کوچک یا پراکنده، یا در طول زمان). مشابه sammeln، اما بر جمع کردن چیزها *با هم* تأکید دارد.
- Die Kinder sammelten Muscheln am Strand.بچهها صدفها را در ساحل جمع کردند.
- Er sammelte alte Briefmarken aus aller Welt.او تمبرهای قدیمی از سراسر جهان را جمعآوری کرد.
2
Akkusativ (etwas zusammensammeln)
جمعآوری کردن (اطلاعات، قدرت و غیره) (مجازی)
- Der Journalist sammelte Informationen für seinen Artikel.روزنامهنگار برای مقالهاش اطلاعات جمعآوری کرد.
- Die Organisation sammelt Spenden für Bedürftige.این سازمان برای نیازمندان کمکهای مالی جمعآوری میکند.