sampeln
نمونهبرداری کردن (موسیقی)، سمپل کردن
Beispiele
- Wir ''sampelten,'' spaßeshalber, dieses Vorbild aller Samples, jenen Baßlauf eben, und bauten ein Stück drumherum.ما، برای تفریح، این الگو را که سمپل تمام سمپلهاست، سمپل کردیم و قطعهای پیرامون آن ساختیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در موسیقی، بخشهای کوتاهی از یک قطعه صوتی موجود را برای استفاده در قطعهای جدید ضبط و ویرایش کردن.
- Der DJ hat alte Funk-Tracks gesampelt, um einen neuen Beat zu erstellen.دیجی از آهنگهای قدیمی فانک سمپلبرداری کرد تا یک ریتم جدید بسازد.
- Manche Künstler sampeln gerne Geräusche aus der Natur.برخی هنرمندان دوست دارند از صداهای طبیعت سمپلبرداری کنند.