sampeln

Aussprache: /ˈzɛmpl̩n/
Wortzerlegung: sam·peln
فعل

نمونه‌برداری کردن (موسیقی)، سمپل کردن

Beispiele

  • Wir ''sampelten,'' spaßeshalber, dieses Vorbild aller Samples, jenen Baßlauf eben, und bauten ein Stück drumherum.ما، برای تفریح، این الگو را که سمپل تمام سمپل‌هاست، سمپل کردیم و قطعه‌ای پیرامون آن ساختیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

در موسیقی، بخش‌های کوتاهی از یک قطعه صوتی موجود را برای استفاده در قطعه‌ای جدید ضبط و ویرایش کردن.

  • Der DJ hat alte Funk-Tracks gesampelt, um einen neuen Beat zu erstellen.دی‌جی از آهنگ‌های قدیمی فانک سمپل‌برداری کرد تا یک ریتم جدید بسازد.
  • Manche Künstler sampeln gerne Geräusche aus der Natur.برخی هنرمندان دوست دارند از صداهای طبیعت سمپل‌برداری کنند.