vorsingen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌzɪŋən/
Worttrennung: vor·sin·gen
فعل

خواندن (آواز)، اجرا کردن (آواز)

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) vorsingen

برای کسی آهنگی را خواندن، برای کسی آواز خواندن

  • Kannst du mir das Lied noch einmal vorsingen?می‌توانی این آهنگ را یک بار دیگر برایم بخوانی؟
  • Die Mutter sang ihrem Kind ein Schlaflied vor.مادر برای فرزندش یک لالایی خواند.
2 (für etwas) vorsingen

برای تست یا آزمون آواز خواندن، تست آواز دادن

  • Sie musste für die Rolle vorsingen.او مجبور بود برای نقش تست آواز بدهد.
  • Viele junge Talente singen bei Castings vor.بسیاری از استعدادهای جوان در تست‌های بازیگری آواز می‌خوانند.