einsingen
صدا را گرم کردن، آواز خواندن برای آرام کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک قطعه موسیقی را با آواز خواندن ضبط کردن.
- Die Sängerin hat ihr neues Lied im Studio eingesungen.خواننده آهنگ جدیدش را در استودیو ضبط کرد.
- Er muss noch ein paar Zeilen für den Refrain einsingen.او باید هنوز چند خط برای ترجیعبند بخواند (ضبط کند).
2
sich + Akkusativ
صدای خود را قبل از اجرا یا ضبط گرم کردن.
- Vor dem Konzert singt sich der Chor immer eine halbe Stunde ein.قبل از کنسرت، گروه کر همیشه نیم ساعت صدایش را گرم میکند.
- Sie muss sich noch kurz einsingen, bevor sie auftritt.او باید قبل از اجرا کمی صدایش را گرم کند.