sannen

Aussprache: /ˈzanən/
Wortzerlegung: san·nen
Konjugierte Form

اندیشیدن، تأمل کردن

Bedeutungen

1 über + Akkusativ

تفکر عمیق و متمرکز بر روی یک موضوع، مشکل یا ایده در گذشته، اغلب با هدف یافتن راه‌حل یا درک بهتر.

  • Er sann über die tiefgreifenden Konsequenzen seiner Entscheidung nach.او درباره پیامدهای عمیق تصمیمش اندیشید.
  • Die Philosophen sannten über die Natur der Existenz.فیلسوفان درباره ماهیت وجود تفکر می‌کردند.
2 auf + Akkusativ

در نظر گرفتن، برنامه‌ریزی کردن یا اندیشیدن برای رسیدن به هدفی در گذشته، اغلب با مفهوم پنهان‌کاری یا تدبیر.

  • Sie sann auf Rache für die erlittene Ungerechtigkeit.او در اندیشه انتقام برای بی‌عدالتی متحمل شده بود.
  • Der Stratege sann auf einen Weg, die feindlichen Linien zu durchbrechen.استراتژیست در اندیشه راهی برای شکستن خطوط دشمن بود.