umsatteln

Aussprache: /ˈʊmˌzatəln/
Worttrennung: um·sat·teln
فعل

تغییر شغل دادن، شغل عوض کردن؛ (اسب) زین عوض کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (selten) (زین را عوض کردن)

زین اسب را عوض کردن یا به اسب دیگری منتقل کردن.

  • Der Reiter sattelte sein Pferd für das nächste Rennen um.سوارکار زین اسبش را برای مسابقه بعدی عوض کرد.
  • Sie sattelte das alte Pferd um und nahm ein jüngeres.او زین اسب پیر را عوض کرد و اسب جوان‌تری گرفت.
2 ohne Objekt (شغل عوض کردن)

شغل، حرفه یا مسیر زندگی خود را به طور کلی تغییر دادن.

  • Nach vielen Jahren als Lehrer hat er beschlossen, umzusatteln und ein Café zu eröffnen.او پس از سال‌ها معلمی تصمیم گرفت شغلش را عوض کند و کافه‌ای باز کند.
  • Viele junge Leute müssen heute umsatteln, weil ihre Berufe nicht mehr gefragt sind.بسیاری از جوانان امروز مجبورند شغل عوض کنند، زیرا حرفه‌هایشان دیگر مورد تقاضا نیست.