umsatteln
تغییر شغل دادن، شغل عوض کردن؛ (اسب) زین عوض کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (selten) (زین را عوض کردن)
زین اسب را عوض کردن یا به اسب دیگری منتقل کردن.
- Der Reiter sattelte sein Pferd für das nächste Rennen um.سوارکار زین اسبش را برای مسابقه بعدی عوض کرد.
- Sie sattelte das alte Pferd um und nahm ein jüngeres.او زین اسب پیر را عوض کرد و اسب جوانتری گرفت.
2
ohne Objekt (شغل عوض کردن)
شغل، حرفه یا مسیر زندگی خود را به طور کلی تغییر دادن.
- Nach vielen Jahren als Lehrer hat er beschlossen, umzusatteln und ein Café zu eröffnen.او پس از سالها معلمی تصمیم گرفت شغلش را عوض کند و کافهای باز کند.
- Viele junge Leute müssen heute umsatteln, weil ihre Berufe nicht mehr gefragt sind.بسیاری از جوانان امروز مجبورند شغل عوض کنند، زیرا حرفههایشان دیگر مورد تقاضا نیست.