satthören

Aussprache: /ˈzatˌhøːrən/
Wortzerlegung: satt·hö·ren
فعل

از شنیدن چیزی دلزده/سیر شدن

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ) + an + Dativ satt hören

آن‌قدر به صوتی، آهنگی یا حرفی گوش دادن که دیگر تمایلی به شنیدن آن نداشتن

  • Ich habe mich an diesem Sommerhit komplett sattgehört.من از شنیدن این آهنگ معروف تابستانی کاملاً سیر شده‌ام.
  • Man kann sich an seinen ständigen Ausreden schnell satthören.آدم می‌تواند خیلی زود از شنیدن بهانه‌های دائمی او دلزده شود.