فعل
تدوین کردن، تصویب کردن (قانون)
جملات نمونه برای satzen:
„Das Denkmalamt hatte angeregt, den B-Plan zu splitten, und den Teil des alten Schlosses gesondert zu behandeln und separat zu ''satzen''.“
"اداره میراث فرهنگی پیشنهاد کرد که طرح جامع تقسیم شود و بخش مربوط به قلعه قدیمی به طور جداگانه مورد بررسی و به طور جداگانه تدوین شود."