saublöd

Aussprache: /ˈzaʊ̯bløːt/
Worttrennung: sau·blöd
صفت

خیلی احمقانه، خیلی ابلهانه (عامیانه)

Bedeutungen

1

بسیار احمقانه، کاملاً ابلهانه؛ یک توهین یا بیان شدت حماقت (عامیانه).

  • Das ist doch eine saublöde Idee, so etwas zu tun!انجام چنین کاری ایده‌ای واقعاً احمقانه است!
  • Er hat sich in dieser Situation saublöd benommen.او در این موقعیت خیلی ابلهانه رفتار کرد.
  • Diese Frage ist wirklich saublöd, das weiß doch jeder.این سوال واقعاً احمقانه است، هر کسی این را می‌داند.