vollsaugen
جذب کردن، اشباع کردن، خیساندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas vollsaugen)
جذب کردن مایع تا حد اشباع؛ کاملاً خیساندن یا اشباع کردن چیزی با مایع.
- Der Schwamm saugt das Wasser voll.اسفنج آب را کاملاً جذب میکند.
- Die Kleidung saugte sich mit Regen voll.لباسها از باران کاملاً خیس شدند.
2
sich + Akkusativ (sich vollsaugen)
جذب کردن اطلاعات یا مفاهیم به طور کامل؛ اشباع شدن از دانش یا تجربیات.
- Er saugte die Atmosphäre des alten Hauses auf.او فضای خانه قدیمی را جذب کرد.
- Die Studenten saugen das Wissen in der Vorlesung auf.دانشجویان دانش را در کلاس درس جذب میکنند.