saugen
مکیدن، جارو برقی کشیدن
Beispiele
- Das Kalb ''sog'' heftig am Euter.گوساله به شدت پستان را مکید.
- Hast du schon Staub ''gesaugt?آیا از قبل گردگیری/جاروبرقی کشیدهایی؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
مکیدن (شیر، مایعات)
- Das Baby saugt an der Flasche.نوزاد شیشه شیر را میمکد.
- Die Pflanze saugt Wasser aus der Erde.گیاه آب را از زمین میمکد.
2
Akkusativ
جارو کردن، جاروبرقی کشیدن
- Ich muss noch das Wohnzimmer saugen.من هنوز باید اتاق نشیمن را جارو کنم.
- Hast du heute schon gesaugt?آیا امروز جارو کردهای؟
3
Akkusativ
(مجازی) جذب کردن، مکیدن (اطلاعات، انرژی)
- Der Schwamm saugt die Flüssigkeit auf.اسفنج مایع را جذب میکند.
- Diese Arbeit saugt meine ganze Energie.این کار تمام انرژی من را میمکد.