festsaugen
به چیزی چسبیدن (با مکش)، مکیدن و محکم کردن
Bedeutungen
1
sich + an + Akkusativ
چیزی را با مکش محکم نگه داشتن یا به چیزی چسبیدن (اغلب به صورت انعکاسی)
- Die Krake saugt sich an den Felsen fest.اختاپوس محکم به صخره میچسبد.
- Das Baby saugt sich an die Brust der Mutter fest.نوزاد محکم به سینه مادر میچسبد.