saumäßig
افتضاح، خیلی زیاد، به طرز وحشتناکی
Bedeutungen
1
به معنای بسیار بد، افتضاح، یا ناخوشایند (اغلب در زبان محاوره، مشابه schweinemäßig).
- Das Essen im Restaurant war saumäßig.غذای رستوران افتضاح بود.
- Er hat sich saumäßig über die Niederlage geärgert.او به شدت از شکست عصبانی بود.
- Die Hitze war heute saumäßig.گرمای امروز به طرز وحشتناکی شدید بود.
2
به معنای بسیار زیاد یا شدید (اغلب در زبان محاوره).
- Sie war saumäßig müde nach der Arbeit.او بعد از کار به شدت خسته بود.
- Wir hatten saumäßig viel Spaß bei dem Konzert.ما در کنسرت خیلی زیاد خوش گذراندیم.
- Er hat saumäßig viel Glück gehabt.او به طرز باورنکردنی خوش شانس بود.