saumäßig

Aussprache: /ˈzaʊ̯ˌmɛːsɪç/
Worttrennung: sau·mä·ßig
صفت

افتضاح، خیلی زیاد، به طرز وحشتناکی

Bedeutungen

1

به معنای بسیار بد، افتضاح، یا ناخوشایند (اغلب در زبان محاوره، مشابه schweinemäßig).

  • Das Essen im Restaurant war saumäßig.غذای رستوران افتضاح بود.
  • Er hat sich saumäßig über die Niederlage geärgert.او به شدت از شکست عصبانی بود.
  • Die Hitze war heute saumäßig.گرمای امروز به طرز وحشتناکی شدید بود.
2

به معنای بسیار زیاد یا شدید (اغلب در زبان محاوره).

  • Sie war saumäßig müde nach der Arbeit.او بعد از کار به شدت خسته بود.
  • Wir hatten saumäßig viel Spaß bei dem Konzert.ما در کنسرت خیلی زیاد خوش گذراندیم.
  • Er hat saumäßig viel Glück gehabt.او به طرز باورنکردنی خوش شانس بود.