schäbig

Aussprache: /ˈʃɛːbɪç/
Worttrennung: schä·big
صفت

مندرس، کهنه، پاره‌پوره، پست و ناچیز

Beispiele

  • In dem ''schäbigen'' Mantel lässt du dich hier sehen?با این پالتوی مندرس خودت را اینجا نشان می‌دهی؟
  • Du und deine ''schäbigen'' Freunde.تو و دوستان پست و ناچیزت.
  • Die Einladung erwies sich als ein ''schäbiges'' Essen.این دعوت معلوم شد که یک مهمانی شام خیلی ساده و ناچیز بوده است.