schäften
دسته وصل کردن، پیوند زدن
Beispiele
- Ferner ''schäftet'' er Pfeile und Lanzen, womit er eine sonst für den Büchsenmeister nicht übliche Arbeit verrichtet.علاوه بر این، او تیرها و نیزهها را دسته میزند، کاری که برای توپچی معمول نیست.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در اسلحه سازی، دسته یا قنداق سلاح را ساختن یا نصب کردن
- Der Büchsenmacher schäftet das Gewehr.اسلحهساز قنداق تفنگ را میسازد.
- Ein gutes Gewehr muss präzise geschäftet sein.یک تفنگ خوب باید با دقت قنداقگذاری شده باشد.
2
Akkusativ
در کفشسازی، قسمت بالایی کفش (رویه) را ساختن یا آماده کردن
- Der Schuhmacher schäftet das Leder für die neuen Stiefel.کفاش چرم را برای چکمههای جدید آماده میکند.
- Traditionell werden Schuhe von Hand geschäftet.به طور سنتی، کفشها با دست رویهسازی میشوند.