schäkern

Aussprache: /ˈʃɛːkɐn/
Worttrennung: schä·kern
فعل

شوخی و سربه‌سر گذاشتن، فلان کردن (به شوخی)

Beispiele

  • Grete sah mit großen Augen umher und bewunderte Lotte, die so verständig und tröstend zu der kranken Frau sprach und so heiter mit den kleinen Kindern zu ''schäkern'' verstand.گرته با چشمانی گشاد به اطراف نگاه کرد و لوتِ را تحسین کرد که این‌قدر عاقلانه و تسلی‌بخش با زن بیمار صحبت می‌کرد و این‌قدر باحوصله می‌دانست با بچه‌های کوچک شوخی کند و سربه‌سرشان بگذارد.

Bedeutungen

1 mit + Dativ

به صورت دوستانه و بازیگوشانه شوخی کردن یا لاس زدن.

  • Er schäkerte mit den Kellnerinnen.او با پیشخدمت‌ها شوخی می‌کرد/لاس می‌زد.
  • Sie schäkerten miteinander und lachten viel.آنها با هم شوخی می‌کردند و زیاد می‌خندیدند.