fremdschämen
خجالت کشیدن به خاطر رفتار دیگران (احساس شرم برای کار دیگران)
Bedeutungen
1
sich + für + Akkusativ (اختیاری)
احساس شرمندگی یا خجالت کردن به خاطر رفتار یا اعمال شخص دیگری که ناپسند، نامناسب یا مایه شرمساری است.
- Ich musste mich für das peinliche Verhalten meines Bruders fremdschämen.من مجبور شدم به خاطر رفتار شرمآور برادرم، از طرف او خجالت بکشم.
- Wenn er so laut spricht, schäme ich mich für ihn fremd.وقتی او اینقدر بلند صحبت میکند، من به خاطر او احساس خجالت میکنم.