fremdschämen

Aussprache: /ˈfrɛmtˌʃɛːmən/
Worttrennung: fremd·schä·men
فعل

خجالت کشیدن به خاطر رفتار دیگران (احساس شرم برای کار دیگران)

Bedeutungen

1 sich + für + Akkusativ (اختیاری)

احساس شرمندگی یا خجالت کردن به خاطر رفتار یا اعمال شخص دیگری که ناپسند، نامناسب یا مایه شرمساری است.

  • Ich musste mich für das peinliche Verhalten meines Bruders fremdschämen.من مجبور شدم به خاطر رفتار شرم‌آور برادرم، از طرف او خجالت بکشم.
  • Wenn er so laut spricht, schäme ich mich für ihn fremd.وقتی او اینقدر بلند صحبت می‌کند، من به خاطر او احساس خجالت می‌کنم.