nachschärfen

Aussprache: /ˈnaːxˌʃɛʁfn̩/
Worttrennung: nach·schär·fen
فعل

دوباره تیز کردن، مجدداً تیز کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Messer, Werkzeug)

چیزی را که قبلاً تیز شده است، دوباره تیز کردن یا لبه آن را اصلاح کردن.

  • Ich muss mein Küchenmesser nachschärfen.من باید چاقوی آشپزخانه‌ام را دوباره تیز کنم.
  • Der Schuster schärfte die Klinge des Werkzeugs nach.کفاش تیغه ابزار را دوباره تیز کرد.
2 Akkusativ (Argumente, Positionen)

در یک بحث یا استدلال، نکات یا مواضع خود را واضح‌تر و قوی‌تر بیان کردن یا بهبود بخشیدن.

  • Der Anwalt schärfte seine Argumente nach, um das Gericht zu überzeugen.وکیل برای متقاعد کردن دادگاه، استدلال‌های خود را تقویت کرد.
  • Sie nutzte die Pause, um ihre Position in der Debatte nachzuschärfen.او از فرصت استراحت استفاده کرد تا موضع خود را در بحث روشن‌تر کند.