abschärfen
کند کردن، از تیزی کاستن، ملایم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abschärfen)
تیزی یا برندگی چیزی را گرفتن، کند کردن (مانند چاقو یا ابزار).
- Das Messer ist durch den häufigen Gebrauch abgeschärft.چاقو به دلیل استفاده زیاد کند شده است.
- Er musste die Klinge des Werkzeugs abschärfen.او مجبور بود لبه ابزار را تیز کند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas abschärfen)
مجازی: شدت، حدت یا اهمیت چیزی را کم کردن، ملایم کردن یا تعدیل کردن.
- Die Kritik wurde abgeschärft, um die Gefühle nicht zu verletzen.انتقاد ملایم شد تا احساسات جریحهدار نشود.
- Die Regierung versucht, die Spannungen im Land abzuschärfen.دولت تلاش میکند تنشها در کشور را کاهش دهد.