nachschärfen
دوباره تیز کردن، مجدداً تیز کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Messer, Werkzeug)
چیزی را که قبلاً تیز شده است، دوباره تیز کردن یا لبه آن را اصلاح کردن.
- Ich muss mein Küchenmesser nachschärfen.من باید چاقوی آشپزخانهام را دوباره تیز کنم.
- Der Schuster schärfte die Klinge des Werkzeugs nach.کفاش تیغه ابزار را دوباره تیز کرد.
2
Akkusativ (Argumente, Positionen)
در یک بحث یا استدلال، نکات یا مواضع خود را واضحتر و قویتر بیان کردن یا بهبود بخشیدن.
- Der Anwalt schärfte seine Argumente nach, um das Gericht zu überzeugen.وکیل برای متقاعد کردن دادگاه، استدلالهای خود را تقویت کرد.
- Sie nutzte die Pause, um ihre Position in der Debatte nachzuschärfen.او از فرصت استراحت استفاده کرد تا موضع خود را در بحث روشنتر کند.