einschärfen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌʃɛʁfn̩/
Worttrennung: ein·schär·fen
فعل

تأکید کردن، گوشزد کردن

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) einschärfen

چیزی را با تاکید، جدیت و قاطعیت به کسی گفتن تا آن را به خاطر بسپارد، درک کند یا رعایت کند؛ موکداً یادآوری کردن یا گوشزد کردن.

  • Der Lehrer schärfte den Schülern ein, dass sie pünktlich sein müssen.معلم به دانش‌آموزان گوشزد کرد که باید وقت‌شناس باشند.
  • Ich schärfe dir ein, diese Regel unbedingt zu befolgen.من به تو تأکید می‌کنم که حتماً این قانون را رعایت کنی.