schätzomativ
تقریباً، تخمیناً، حدودی
Bedeutungen
1
به صورت تقریبی، تخمینی، حدودی؛ نه دقیق.
- Das Projekt wird schätzomativ drei Monate dauern.این پروژه تقریباً سه ماه طول خواهد کشید.
- Wir brauchen schätzomativ 500 Euro für die Reise.ما برای سفر به حدوداً ۵۰۰ یورو نیاز داریم.
- Die Entfernung beträgt schätzomativ 10 Kilometer.فاصله تقریباً ۱۰ کیلومتر است.