schätzungsweise
تقریباً، برآورد شده، حدوداً
Bedeutungen
1
بر اساس یک تخمین یا برآورد؛ تقریباً.
- Schätzungsweise 500 Menschen besuchten die Veranstaltung.حدوداً ۵۰۰ نفر در این رویداد شرکت کردند.
- Die Reparatur wird schätzungsweise 200 Euro kosten.هزینه تعمیر تقریباً ۲۰۰ یورو برآورد میشود.
- Schätzungsweise hat er schon über tausend Bücher gelesen.تخمین زده میشود که او بیش از هزار کتاب خوانده باشد.