anschieben
هل دادن (برای شروع)، پیش بردن، رونق دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anschieben)
هل دادن یک وسیله نقلیه (مانند ماشین، دوچرخه) برای شروع حرکت یا روشن شدن موتور آن.
- Wir mussten das Auto den Berg hinauf anschieben, weil der Motor ausfiel.ما مجبور بودیم ماشین را به سمت بالای تپه هل دهیم چون موتور از کار افتاد.
- Er gab mir einen Schubs, um mein Fahrrad anzuschieben.او به من هل داد تا دوچرخهام را راه بیندازم.
2
Akkusativ (jemanden / etwas anschieben)
دادن انگیزه، شروع یا پیشرفت به یک پروژه، روند، اقتصاد یا فعالیت؛ رونق دادن.
- Die neue Kampagne soll den Verkauf ankurbeln und das Geschäft anschieben.کمپین جدید باید فروش را افزایش دهد و کسب و کار را پیش ببرد.
- Die Regierung versucht, die Wirtschaft mit Investitionen anzuschieben.دولت تلاش میکند تا اقتصاد را با سرمایهگذاریها رونق بخشد.