schieben

Aussprache: /ˈʃiːbn̩/
Worttrennung: schie·ben
فعل

هل دادن، راندن، به تعویق انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas schieben)

چیزی یا کسی را با فشار دست یا وسیله‌ای به جلو یا سمتی حرکت دادن.

  • Bitte schieben Sie die Tür auf, sie klemmt.لطفاً در را هل دهید، گیر کرده است.
  • Der Junge schob seinen Einkaufswagen langsam durch den Supermarkt.پسر سبد خریدش را به آرامی در سوپرمارکت هل داد.
2 Akkusativ (+ auf + Akkusativ)

انجام کاری، پذیرش مسئولیتی یا اتخاذ تصمیمی را به زمان دیگری موکول کردن.

  • Er schob die unangenehme Aufgabe immer auf.او همیشه کار ناخوشایند را به تعویق می‌انداخت.
  • Wir können die Entscheidung nicht weiter aufschieben.ما نمی‌توانیم تصمیم‌گیری را بیشتر از این به تعویق بیندازیم.