schieben
هل دادن، راندن، به تعویق انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas schieben)
چیزی یا کسی را با فشار دست یا وسیلهای به جلو یا سمتی حرکت دادن.
- Bitte schieben Sie die Tür auf, sie klemmt.لطفاً در را هل دهید، گیر کرده است.
- Der Junge schob seinen Einkaufswagen langsam durch den Supermarkt.پسر سبد خریدش را به آرامی در سوپرمارکت هل داد.
2
Akkusativ (+ auf + Akkusativ)
انجام کاری، پذیرش مسئولیتی یا اتخاذ تصمیمی را به زمان دیگری موکول کردن.
- Er schob die unangenehme Aufgabe immer auf.او همیشه کار ناخوشایند را به تعویق میانداخت.
- Wir können die Entscheidung nicht weiter aufschieben.ما نمیتوانیم تصمیمگیری را بیشتر از این به تعویق بیندازیم.