schönschreiben
خوشنویسی کردن، خط خوش داشتن، (مجازی) توجیه کردن/زیبا جلوه دادن
Bedeutungen
1
intransitiv / etwas (Akkusativ) schönschreiben
با دستخط زیبا، خوانا و هنرمندانه نوشتن (خوشنویسی).
- Sie kann sehr schön schreiben.او میتواند خیلی زیبا بنویسد.
- Der Kalligraph schrieb die Verse mit wunderschöner Tinte.خوشنویس آیات را با جوهر زیبا نوشت.
2
etwas (Akkusativ) schönschreiben
وضعیت بد، آمار نامناسب یا یک حقیقت تلخ را با کلمات مثبت زیبا جلوه دادن و توجیه کردن (بهصورت مجازی).
- Die Firma versucht, die schlechten Geschäftszahlen schönzuschreiben.شرکت سعی میکند آمار بد تجاری را زیبا جلوه دهد.
- Er hat versucht, seine Fehler schönzuschreiben, aber es war offensichtlich.او سعی کرد اشتباهاتش را توجیه کند، اما آشکار بود.