schönigen

Aussprache: /ˈʃøːnɪɡn̩/
Worttrennung: schö·ni·gen
فعل

زیبا کردن، آراستن، توجیه کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را زیباتر یا بهتر از آنچه هست نشان دادن، اغلب با پنهان کردن نقص‌ها یا واقعیت‌های ناخوشایند.

  • Er versuchte, die schlechten Nachrichten zu schönigen.او سعی کرد اخبار بد را بزک کند (بهتر جلوه دهد).
  • Die Bilanz wurde geschönigt, um die Investoren zu beruhigen.ترازنامه برای آرام کردن سرمایه‌گذاران ماست‌مالی شد (بهتر نشان داده شد).