schönreden
ماستمالی کردن، توجیه کردن، زیبا جلوه دادن (وضعیت بد)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas schönreden) / sich (Dativ) etwas schönreden
یک وضعیت بد، شکست یا مشکل را بهتر از آنچه هست جلوه دادن یا توجیه نمودن
- Man sollte die wirtschaftlichen Probleme des Landes nicht schönreden.نباید مشکلات اقتصادی کشور را ماستمالی کرد (زیبا جلوه داد).
- Er versucht ständig, seine eigenen Fehler schönzureden.او مدام سعی میکند اشتباهات خود را توجیه کند.