schöpfen
کشیدن (آب)، نفس تازه کردن، به دست آوردن (امید/ظن)
Bedeutungen
1
Akkusativ
کشیدن مایعات (مانند آب) با ظرفی از منبعی
- Sie schöpfte Wasser aus dem Brunnen.او از چاه آب کشید.
- Der Eimer war voll, nachdem er das Wasser geschöpft hatte.سطل پر شد بعد از اینکه او آب را کشید.
2
Akkusativ + aus + Dativ
کسب کردن، به دست آوردن (مانند امید، شجاعت، نیرو)
- Er schöpfte neue Hoffnung aus dieser Nachricht.او از این خبر امید تازهای گرفت.
- Man kann aus kleinen Erfolgen Mut schöpfen.میتوان از موفقیتهای کوچک شجاعت گرفت.
3
Akkusativ + aus + Dativ
استخراج کردن، بهرهبرداری کردن (مانند مواد خام، سود)
- Sie schöpfen Gold aus der Mine.آنها طلا را از معدن استخراج میکنند.
- Die Firma schöpft Gewinne aus ihren Investitionen.شرکت از سرمایهگذاریهای خود سود کسب میکند.