schöpfen

Aussprache: /ˈʃœpfn̩/
Worttrennung: schöp·fen
فعل

کشیدن (آب)، نفس تازه کردن، به دست آوردن (امید/ظن)

Bedeutungen

1 Akkusativ

کشیدن مایعات (مانند آب) با ظرفی از منبعی

  • Sie schöpfte Wasser aus dem Brunnen.او از چاه آب کشید.
  • Der Eimer war voll, nachdem er das Wasser geschöpft hatte.سطل پر شد بعد از اینکه او آب را کشید.
2 Akkusativ + aus + Dativ

کسب کردن، به دست آوردن (مانند امید، شجاعت، نیرو)

  • Er schöpfte neue Hoffnung aus dieser Nachricht.او از این خبر امید تازه‌ای گرفت.
  • Man kann aus kleinen Erfolgen Mut schöpfen.می‌توان از موفقیت‌های کوچک شجاعت گرفت.
3 Akkusativ + aus + Dativ

استخراج کردن، بهره‌برداری کردن (مانند مواد خام، سود)

  • Sie schöpfen Gold aus der Mine.آنها طلا را از معدن استخراج می‌کنند.
  • Die Firma schöpft Gewinne aus ihren Investitionen.شرکت از سرمایه‌گذاری‌های خود سود کسب می‌کند.