abschießen

Aussprache: /ˈapˌʃiːsn̩/
Worttrennung: ab·schie·ßen
فعل

شلیک کردن، سرنگون کردن، پایان دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas abschießen)

با سلاح گرم یا مشابه به سمت هدف شلیک کردن و آن را از بین بردن یا سرنگون کردن.

  • Der Jäger schoss das Wild ab.شکارچی به حیوان شلیک کرد و آن را از پا درآورد.
  • Die Flugabwehr schoss das feindliche Flugzeug ab.پدافند هوایی هواپیمای دشمن را سرنگون کرد.
2 Akkusativ (etwas abschließen)

پایان دادن به یک فعالیت، پروژه یا رابطه به طور ناگهانی یا رسمی.

  • Wir müssen dieses Projekt bald abschießen.ما باید این پروژه را به زودی به پایان برسانیم.
  • Er hat die Verhandlungen abrupt abgeschossen.او مذاکرات را به طور ناگهانی پایان داد.