abschießen
شلیک کردن، سرنگون کردن، پایان دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abschießen)
با سلاح گرم یا مشابه به سمت هدف شلیک کردن و آن را از بین بردن یا سرنگون کردن.
- Der Jäger schoss das Wild ab.شکارچی به حیوان شلیک کرد و آن را از پا درآورد.
- Die Flugabwehr schoss das feindliche Flugzeug ab.پدافند هوایی هواپیمای دشمن را سرنگون کرد.
2
Akkusativ (etwas abschließen)
پایان دادن به یک فعالیت، پروژه یا رابطه به طور ناگهانی یا رسمی.
- Wir müssen dieses Projekt bald abschießen.ما باید این پروژه را به زودی به پایان برسانیم.
- Er hat die Verhandlungen abrupt abgeschossen.او مذاکرات را به طور ناگهانی پایان داد.