hochschießen
به سمت بالا شلیک کردن؛ با هیجان یا غافلگیری از جا پریدن؛ به سرعت بالا رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سرعت بالا رفتن، اوج گرفتن (مانند قیمتها، شعلهها، آب).
- Die Preise für Benzin schießen in die Höhe.قیمت بنزین به شدت بالا میرود.
- Das Wasser schoss hoch und drohte, das Boot zu überfluten.آب به سرعت بالا آمد و تهدید کرد که قایق را غرق کند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
ناگهان از جا پریدن، جهیدن (مثلاً از روی صندلی یا از خواب).
- Er schoss vom Stuhl hoch, als er den Anruf erhielt.او با دریافت تماس، ناگهان از روی صندلی جهید.
- Sie schoss hoch, als sie den lauten Knall hörte.او با شنیدن صدای بلند، از جا پرید.
3
intransitiv (بدون مفعول)
به سرعت رشد کردن، قد کشیدن (مانند گیاهان، ساختمانها).
- Die jungen Bäume schießen im Frühling schnell hoch.درختان جوان در بهار به سرعت رشد میکنند.
- Das neue Gebäude schoss in die Höhe.ساختمان جدید به سرعت قد کشید.
4
intransitiv (بدون مفعول)
به ذهن خطور کردن، ناگهان به یاد آمدن (مجازی).
- Plötzlich schoss ihm die Lösung des Problems in den Kopf.ناگهان راه حل مشکل به ذهنش خطور کرد.
- Die Erinnerung an diesen Tag schoss ihr hoch.خاطره آن روز ناگهان به یادش آمد.