nachschaffen
بازآفرینی کردن، خلق کردن دوباره، تقلید کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas nachschaffen)
چیزی را دوباره خلق کردن یا بازآفرینی کردن، معمولاً بر اساس یک الگو یا ایده موجود.
- Der Künstler schuf das Gemälde nach einem alten Meisterwerk nach.هنرمند تابلو را بر اساس یک شاهکار قدیمی بازآفرینی کرد.
- Sie versuchte, die Melodie nachzuschaffen, aber es gelang ihr nicht ganz.او سعی کرد ملودی را بازآفرینی کند، اما کاملاً موفق نشد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas nachschaffen)
(به ندرت) جبران کردن، چیزی را که از دست رفته یا کم بوده، دوباره فراهم آوردن.
- Er musste die verlorene Zeit nachschaffen.او مجبور بود زمان از دست رفته را جبران کند.
- Wir müssen die fehlenden Ressourcen nachschaffen.ما باید منابع از دست رفته را دوباره فراهم کنیم.