schürzen

Aussprache: /ˈʃʏʁt͡sn̩/
Worttrennung: schür·zen
فعل

چین دادن، جمع کردن، غنچه کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Kleidung schürzen)

بالا کشیدن و جمع کردن لبه لباس، به ویژه دامن یا پیش‌بند، برای جلوگیری از کثیف شدن یا برای راحتی در حرکت.

  • Sie schürzte ihre Schürze, bevor sie mit dem Kochen begann.او پیش‌بندش را بالا کشید قبل از اینکه شروع به آشپزی کند.
  • Der Bauer schürzte seine Hose, um nicht im Schlamm stecken zu bleiben.کشاورز شلوارش را بالا زد تا در گل گیر نکند.
2 Akkusativ (den Mund/die Lippen schürzen)

غنچه کردن یا جمع کردن لب‌ها، معمولاً در حالت ناراحتی، اخم یا آمادگی برای بوسیدن.

  • Er schürzte die Lippen, als er die schlechte Nachricht hörte.او با شنیدن خبر بد، لب‌هایش را غنچه کرد.
  • Das Kind schürzte den Mund und begann zu weinen.کودک دهانش را غنچه کرد و شروع به گریه کرد.