hineinschütten
داخل ریختن، سرازیر کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (was?) + in + Akkusativ (wohin?)
مایعی یا مادهای دانهای را به داخل ظرف، فضا یا چیزی دیگر با عجله یا به مقدار زیاد ریختن یا سرازیر کردن.
- Er schüttete das Mehl in die Schüssel hinein.او آرد را داخل کاسه ریخت.
- Schütte bitte den ganzen Saft in den Krug hinein.لطفاً تمام آبمیوه را داخل پارچ بریز.