schütten
ریختن، سرازیر کردن (چیزی را با کج کردن شدید از ظرفی خارج کردن؛ باران شدید باریدن)
Beispiele
- Ich ''schütte'' Wasser auf den Boden.من آب را روی زمین میریزم.
- Der Sage nach rastete einst ein vom weiten Weg ermüdeter Riese auf der Felskante des Sonnenstein und ''schüttete'' währenddessen den Sand aus seinen Siebenmeilenstiefeln.طبق افسانهها، روزی غولی خسته از راه دور بر لبه صخره زونناشتاین استراحت کرد و در همین حین شنها را از چکمههای هفتفرسخی خود ریخت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
ریختن مایعات یا مواد دانهای (مثل شن، نمک)؛ باریدن (باران شدید)
- Sie schüttete den Zucker in den Kaffee.او شکر را در قهوه ریخت.
- Es schüttet seit Stunden in Strömen.ساعتهاست که باران سیلآسا میبارد.
2
Akkusativ
سرازیر کردن، تخلیه کردن (مثلاً زباله)
- Der Lastwagen schüttete den Sand auf die Baustelle.کامیون شن را در محل ساخت و ساز تخلیه کرد.
- Man sollte keinen Müll in den Fluss schütten.نباید زباله در رودخانه ریخت.
3
Akkusativ (پول) + in + Akkusativ (صندوق)
کمک مالی کردن، مشارکت کردن (غیررسمی)
- Jeder schüttete etwas Geld in die Kaffeekasse.هر کس مقداری پول در صندوق قهوه ریخت (کمک کرد).
- Sie schüttete ihr ganzes Herzblut in das Projekt.او تمام وجودش را وقف پروژه کرد.