schütter
کمپشت، تنک، نازک
Bedeutungen
1
کمپشت، تنک یا نازک بودن؛ این صفت معمولاً برای مو، ریش، گیاهان یا حتی جمعیت به کار میرود.
- Nach der Krankheit wurden seine Haare schütter.پس از بیماری، موهایش کمپشت شد.
- Die Bäume im Wald stehen ziemlich schütter.درختان جنگل نسبتاً تنک هستند.
- Er hat einen schütteren Bartwuchs.او ریش کمپشتی دارد.