schütten

Aussprache: /ˈʃʏtn̩/
Worttrennung: schüt·ten
فعل

ریختن، سرازیر کردن؛ باریدن (باران شدید)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas schütten)

ریختن مایعات یا مواد دانه‌ای (مانند نمک، شکر، شن) از ظرفی با کج کردن آن؛ تخلیه کردن محتویات یک ظرف.

  • Er schüttete das Wasser aus dem Glas.او آب را از لیوان ریخت.
  • Die Kinder schütteten Sand in ihre Eimer.بچه‌ها در سطل‌هایشان شن ریختند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

باریدن شدید باران یا برف؛ بارش سنگین.

  • Gestern schüttete es den ganzen Tag.دیروز تمام روز باران شدیدی می‌بارید.
  • Im Winter schüttet es hier oft Schnee.در زمستان اینجا اغلب برف سنگینی می‌بارد.
3 Akkusativ (Geld) + in + Akkusativ (Fonds)

کمک مالی کردن یا سرمایه‌گذاری کردن در یک پروژه یا صندوق (غیررسمی).

  • Viele Bürger schütteten Geld in den neuen Hilfsfonds.بسیاری از شهروندان در صندوق کمک جدید پول واریز کردند.
  • Wir müssen mehr Geld in die Forschung schütten.ما باید پول بیشتری در تحقیقات سرمایه‌گذاری کنیم.