schablonenhaft
کلیشهای، قالبی، طرحوار، تکراری
Bedeutungen
1
به معنای تکراری، بدون خلاقیت، قالبی و بر اساس الگوهای از پیش تعیین شده بودن (اغلب در مورد افکار، نوشتهها، هنر یا رفتار).
- Seine Ideen sind oft sehr schablonenhaft.ایدههای او اغلب بسیار کلیشهای هستند.
- Das ist nur eine schablonenhafte Darstellung des Problems.این فقط یک نمایش قالبی از مشکل است.
- Wir brauchen neue Ansätze, keine schablonenhaften Lösungen.ما به رویکردهای جدید نیاز داریم، نه راهحلهای کلیشهای.