schachern

Aussprache: /ˈʃaxɐn/
Wortzerlegung: scha·chern
فعل

چانه زدن، معامله سرسختانه کردن

Beispiele

  • Wohl gibt es gewisse gemeinschaftliche Pacta, die man geschlossen hat, die Pulse des Weltzirkels zu treiben. Ehrlicher Name! - wahrhaftig eine reichhaltige Münze, mit der sich meisterlich ''schachern'' läßt, wer's versteht, sie gut auszugeben.البته پیمان‌های مشترک معینی وجود دارد که منعقد شده است تا ضربان نبض جهان را به حرکت درآورد. نام نیک! - به راستی یک سکه پربار که می‌توان به استادی با آن چانه زد، اگر کسی هنر خرج کردن خوب آن را بداند.

Bedeutungen

1 intransitiv / um + Akkusativ

با اصرار و چانه‌زنی زیاد بر سر قیمت یا شرایط معامله کردن، اغلب با بار منفی به معنای معامله‌های کوچک و بی‌ارزش یا غیرقانونی.

  • Auf dem Flohmarkt wurde lange um den Preis geschachert.در بازار دست‌فروشی مدت‌ها بر سر قیمت چانه زده شد.
  • Er schachert gerne um jeden Cent.او دوست دارد بر سر هر سنت چانه بزند.