einschachteln
داخل جعبه گذاشتن، تو در تو قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einschachteln)
چیزی را در جعبه یا بستهبندی مناسب قرار دادن یا بستهبندی کردن.
- Wir müssen die zerbrechlichen Vasen sorgfältig einschachteln.ما باید گلدانهای شکستنی را با دقت داخل جعبه بگذاریم.
- Der Händler schachtelte die Waren für den Versand ein.فروشنده کالاها را برای ارسال بستهبندی کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas einschachteln)
چیزی را درون چیز دیگری قرار دادن به گونهای که بخشی از آن شود؛ تو در تو قرار دادن (مثلاً دادهها، ساختارها یا مفاهیم).
- Die Software kann komplexe Datenstrukturen ineinander einschachteln.نرمافزار میتواند ساختارهای داده پیچیده را در هم تو در تو قرار دهد.
- Er versuchte, seine Argumente logisch ineinander einzuschachteln.او تلاش کرد استدلالهایش را به صورت منطقی در هم بگنجاند.