ausschaffen
اخراج کردن، تبعید کردن (به ویژه در سوئیس)
Beispiele
- Eine knappe Mehrheit des Schweizervolks will verurteilte Ausländer automatisch ''ausschaffen.اکثریت اندکی از مردم سوئیس میخواهند که خارجیهای محکوم به طور خودکار اخراج شوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(رسمی، حقوقی) یک فرد خارجی را مجبور به ترک کشور کردن.
- Der Straftäter wurde nach Verbüßung seiner Strafe ausgeschafft.مجرم پس از گذراندن دوران محکومیت خود اخراج شد.
- Die Regierung plant, weitere illegale Einwanderer auszuschaffen.دولت قصد دارد مهاجران غیرقانونی بیشتری را اخراج کند.