wegschaffen

Aussprache: /ˈvɛkˌʃafn̩/
Wortzerlegung: weg·schaf·fen
فعل

دور کردن، جابجا کردن، دور انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را از یک مکان دور کردن یا از بین بردن

  • Die Polizei schaffte die Demonstranten vom Platz weg.پلیس تظاهرکنندگان را از میدان دور کرد.
  • Er musste schnell alle Beweise wegschaffen.او مجبور بود سریعاً تمام مدارک را از بین ببرد.