zurückschaffen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌʃafn̩/
Worttrennung: zu·rück·schaf·fen
فعل

بازگرداندن، برگرداندن (به محل اصلی)

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas / jemanden zurückschaffen)

چیزی یا کسی را با زحمت یا تلاش به محل قبلی خود بازگرداندن؛ به جای اول برگرداندن.

  • Nach dem Ausflug schafften wir die Kinder zurück nach Hause.پس از گردش، ما بچه‌ها را به خانه بازگرداندیم.
  • Er musste den gestohlenen Schmuck zurückschaffen.او مجبور شد جواهرات دزدیده شده را بازگرداند.