zurückschaffen
بازگرداندن، برگرداندن (به محل اصلی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas / jemanden zurückschaffen)
چیزی یا کسی را با زحمت یا تلاش به محل قبلی خود بازگرداندن؛ به جای اول برگرداندن.
- Nach dem Ausflug schafften wir die Kinder zurück nach Hause.پس از گردش، ما بچهها را به خانه بازگرداندیم.
- Er musste den gestohlenen Schmuck zurückschaffen.او مجبور شد جواهرات دزدیده شده را بازگرداند.