ausschaffen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʃafn̩/
Worttrennung: aus·schaf·fen
فعل

اخراج کردن، تبعید کردن (به ویژه در سوئیس)

Bedeutungen

1 Akkusativ

(رسمی، حقوقی) یک فرد خارجی را مجبور به ترک کشور کردن.

  • Der Straftäter wurde nach Verbüßung seiner Strafe ausgeschafft.مجرم پس از گذراندن دوران محکومیت خود اخراج شد.
  • Die Regierung plant, weitere illegale Einwanderer auszuschaffen.دولت قصد دارد مهاجران غیرقانونی بیشتری را اخراج کند.